تبليغاتX
پرغرور چون آبشاران

پرغرور چون آبشاران

این زمانه

در این زمانه ماهیها ار کوسه ها هم بدترند

بره های این زمانه گرگها را هم می درند

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 22:41  توسط مهران  | 

فال

کودک فال فروش راپرسيدند :چه ميکني؟

گفت : به آنان که در ديروز و امروز خو مانده اند فردا را مي فروشم

                                                                                   دکتر شریعتی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم اسفند 1390ساعت 13:36  توسط مهران  | 

دل عاشق

هرآن کو عاشق است از جان نترسد

یقین از مرگ و از زندان نترسد

دل عاشق بود گرگ گزسنه

که گرگ از هی هی چوپان نترسد

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت 20:55  توسط مهران  | 

روز مهندسی

برای انسانهای بزرگ هیچ بن بستی وجود ندارد زیرا آنها بر این باورند که یاراهی خواهم یافت و

 یا راهی خواهم ساخت .

روز مهندس مبارک

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1390ساعت 22:34  توسط مهران  | 

قدر شناسی

قصه قدر نشناسی آدمها هم سر دراز داره ، انگار تا چیزی رو از آدم نگیرن آدم قدرش رو نمی دونه !

 آدم بودن هم چقدر دردسر داره!

هرکاری میکنه بازهم ناقصه و کامل نمی شه

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1390ساعت 22:31  توسط مهران  | 

یار من

يار من يوسف نيا اينجا کسي يعقوب نيست

                                         يارمن اينجا خدا هم پيششان محبوب نيست

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم مهر 1390ساعت 22:45  توسط مهران  | 

کفران نعمت

پيامبر اکرم(ص) فرمود: من از جبرييل پرسيدم آيا بعد ازمن به زمين خواهي آمد؟ گفت:بلي يا رسول اله . بعد

 از شما ده بار  به زمين نازل خواهم شد و ده گوهر را از روي زمين خواهم برد.(بدليل کفران مردم).

پيامبر فرمود آن ده گوهر چيست؟ عرض کرد:

اول دفعه که نازل مي شوم برکت را خواهم برد

در دفعه دوم رحمت را خواهم برد.

دفعه سوم حيا را  از چشم زنان خواهم برد

دفعه چهارم حميت و غيرت را از مردان مي برم

دفعه پنجم عدالت را از دل سلاطين خواهم برد

دفعه ششم صداقت و راستي را از دل دوستان و رفيقان خواهم برد

دفعه هفتم مروت و رحم را از دل اغنياء خواهم برد

دفعه هشتم صبر را از دل فقيران خواهم برد

دفعه نهم حکمت را از دل حکيمان خواهم برد

دفعه دهم ايمان را از دل مومنان خواهم برد.

هرگاه خداوند غضب نمايد و عذابي بر ايشان  نازل نکند به جاي آن نرخهاي آنان گران مي شود،عمرهايشان

 کوتاه مي گردد،تجارتشان سود نمي کند،ميوه هايشان نيکو نمي باشدو نهرهايشان کم آب مي شود و اشرار

 بر ايشان مسلط مي گردند.

                                                                           بحار النوار جلد 6 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390ساعت 22:14  توسط مهران  | 

همیشه پای یک زن در میان است

اي مطالب رو از فيلم هميشه" پاي يک زن در ميان است" برداشتم جالب بود و لي واقعيتي در آن نهفته است بستگي دارد به اينکه کدام سوي ماجرا قرار گرفته ايد. من از اين فيلم زياد خوشم نيامد چون واقعييتهاي کثيفي رو نشان داد، مخصوصا از نقش رضا کيانيان و اون قاضي دادگاه خوشم نيامد.

اصولا زن مثل اورانيوم غني شده مي مونه،چون اورانيوم و زن تنها موادي هستند که دايم وزنشون داره تغيير مي کنه.الکترون هم همون احساسات بي نظم و چرت و پرت زنانه ست که خودشون اسمشو ميگذارن عشق.

تا اينجاشو فهميدي چي شد:

حالا عشق در يک نگاه مي دوني يعني چي؟عشق همون الکترونه که ازچشم آزاد ميشه. اونوقت وقتي که الکترون به اورانيون غني شده بر خورد مي کنه چي ميشه ؟ جنگ هسته اي

زن مثل اکسيژن مي مونه اگه نباشه مرد کبود ميشه،ما از نظر روحي به زن نياز داريم چون حيوان ناطقيم

اصولا در هر بدبختي پاي يک مرد در ميان است

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم شهریور 1390ساعت 12:55  توسط مهران  | 

تقدیم به آقا امام زمان

اي دوسه تا کوچه زما دورتر                    نغمه تو از همه پرشورتر

کاش که اين فاصله را کم کني                محنت اين قافله را کم کني

کاش که همسايه ما مي شدي                   مايه آسايه ما مي شدي

هرکه به ديدار تو نايل شود                      يک شبه حلال مسايل شود

دوش مرا حال خوشي دست داد              سينه ما را عطشي دست داد

نام تو بردم لبم آتش گرفت                    شعله به دامان سياوش گرفت

نام تو آرامه جان من است                      نامه تو خط امان من است

اي نگهت خاستگه آفتاب                      بر من ظلمت زده يک شب بتاب

پرده برانداز ز چشم ترم                        تا بتوانم به رخت بنگرم

اي نفست يار و مدد کار ما                 کي و کجا وعده ديدار ما

                                                                 حاج محمد رضا آقاسی

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مرداد 1390ساعت 17:15  توسط مهران  | 

ماه رمضان

مسلم کسي را بود روزه داشت

که دردمندان را دهد نان چاشت

وگرنه چه لازم که سعيي بري

زخود باز گيري و هم خود خوري

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390ساعت 23:28  توسط مهران  | 

زنده باش

بسان رود که در نشیب دره سر به سنگ می زند رونده باش

امید هیچ معجزی زمرده نیست زنده باش

ه.ا.سایه

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390ساعت 22:59  توسط مهران  | 

عبور

گاهی نمی توان بخشید اما می توان چشمها را بست و عبور کرد.
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم تیر 1390ساعت 22:54  توسط مهران  | 

گرگها

تنها گرگها نیستند که لباس میش می پوشند.گاهی پرستوها هم لباس مرغ عشق به تن می کنند.

عاشق که شدی کوچ می کنند.....

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 19:58  توسط مهران  | 

جواب

هیچ وقت ، هیچ چیز را بی جواب نگذار ! جواب نگاه مهربان را با لبخند ، جواب دو رنگی را با

 خلوص ، جواب مسئولیت را با وجدان ، جواب بی ادب را با سکوت ، جواب خشم را با صبوری

، جواب پشتکار را با تشویق ، جواب کینه را با گذشت ، جواب گناه را با بخشش ، جواب دلمرده

 را با امید ، جواب منتظر را با نوید

+ نوشته شده در  جمعه بیستم خرداد 1390ساعت 23:53  توسط مهران  | 

طلا ومس

این مطالب رو از انتهای فیلم طلاومس ،کلاس درس حاج رحیم برداشتم ، خیلی به دلم نشست ،واقعا

فیلم زیبا و دیدنی ای بود.خیلی وقت بود اینقدر کیف نکرده بودم و اینقدر حرف زیبا و دلنشین نشنیده

 بودم،واقعا همه چیز عالی بود.

یه عمری همه دنبال کلید بهشت می گردند، دنبال کنج ، دنبال کیمیا،دنبال رازو رمز سعادت، ولی

جایی دنبالش می گردندکه نیست. معلومه که نیست .

                        آنچه که تو گنجش توهم می کنی                    از توهم گنج را گم می کنی

کل قضیه خلاصه ش یک کلمه ست ، تو بگو کلید بگو رمز ، اینقدر که می پیچونی پیچیده نیست .

 خداوند متعال رمزش رو تو یک کلمه به موسی علیه السلام فرمود: (علیکم السلام) فرمود: محبت

 واسه خاطر من،عداوت هم واسه خاطر من .

اینکه فرمودند ولایت رمز قبولیه همه اعماله یعنی همین : دوست داشتن واسه خدا، یعنی: هر کی

رو خدا دوست داره تو هم دوست داشته باشی، یعنی ترازوی دلت بشه خدا ،محبت واسه خدا،

 نه واسه چشم و ابرو وخط و خال ،حتی نه واسه دل خودت ، فقط واسه خدا. اگه معیار و

میزان محبت خدا باشه، اگه قدر هم نبینی باز هم عمل میکنی ،اگه ناسپاسی هم ببینی باز

هم عمل می­کنی .اونهایی که تو رفاقت وسط کار  کم میارن، واسه اینه که بخاطر خدا

نکردند ،وگرنه تو این وادی هر چی بیشترمبتلا شی مقرب تر میشی .

     از کیمیای مهر تو زر گشت روی من                  آری به یمن لطف شما خاک زر شود

اون کیمیا که همه دنبالش می­گردند محبته ،باقیش بی راهه ست، سنگلاخه . حالا فهمیدی

 قربونت برم چرا میگن:

                       بشوی اوراق اگه همدرس مایی               که علم عشق در دفتر نباشد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390ساعت 23:55  توسط مهران  |